بوی جوی مولیان

خرید بک لینک
دیروز غذای سلف کوبیده بود.از نمازخانه که بیرون امدم بوی بارون و نارنج های قاچ شده سلف ادم را دیوانه میکرد.کل لابی دانشگاه را بوی نارنج تازه گرفته بود یکهو کنده شدم،از وسط این زمین شلوغ و آلوده پایتخت یکهو افتادم وسط خانه!

خانه،این واژه ی غریب!

.
.
.

هوا کم کم دارد رو به سردی می رود.نه انقدر سرد که بخاری هارا از زیر زمین بالا بیاوریم و نه انقدر گرم که کولر ها روشن باشد.
به گمانم حالا اولین یا دومین باران پاییزی در شهرمان باریده.نارنج های توی حیاط هنوز سبز هستند ولی ابدار!
باران اول پاییزی برای تمیز کردنشان از گرد و خاک تابستان کافی است.

نمیدانم اولین باران پاییزی است یا دومینش ولی به گمانم دم غروب باران تندی میگیرد.وای که چقدر ضرب اهنگش روی پلیت های سایه بان خانه شنیدنی است.

دم غروب است و بابا کتش را از آن ته ته های کمد بیرون میاورد و میپوشد و میرود مسجد.
من هم قائدتا باید توی اتاقم میبودم و درحال شندین صدای باران

باران همینطور دارد به شدت می بارد که ایفون به صدا در می اید.داد میزنم که بیایم در را باز کنم؟
جواب میدهند که نه.
چند ثانیه بعد بابا با لحن کشداری مخفف اسمم را صدا میزند که بیا برو و نارنج بچین.
بارونی زرد را تنم میکنم و میدوم طبقه پایین.بابا با ظرف اشی در دست در استانه در ایستاده موهایش و کتش در باران خیس خیس شده.

چون دفعه اول است باید از درخت اول شروع کنم.وقتی درخت اول تمام شد میروم سراغ درخت بعدی و ...
به گمانم تا اواخر فروردین به درخت اخری میرسم و ذخیره نارنج درخت هایمان ته میکشد.


خیز برمیدارم و میدوم سمت دیوار خیس حیاط.تلاش اول با کنده شدن مقادیری پوست دست به شکست می انجامد.با تلاش دوم خودم را اویزانِ دیوار میکنم و به هر زحمتی شده خودم را میرسانم روی دیوار.نفس نفسی میزنم بلند میشوم.
حالا باید یکی یکی شاخه ها و خارها را کنار بزنم تا نارنج های استتار شده در درخت را از دلش بیرون بکشم.چندتایی خار هم فرو میرود توی دستم.اخر سر هم با دو سه دانه متوسط نارنج برمیگردم سمت خانه و ... .

.
.
.
دیروز که توی لابی دانشگاه بوی نارنج های قاچ شده ی سلف مرا برد به هزار و خورده ای کیلومتر انطرف تر، یکهو یک غمی نشست روی دلم. نمیدانم حالا بابا با این لباس های خیس و وضع خراب مهره های کمرش چطوری میخواهد برود بالای دیوار؟
یا مَعْشَر الشِّیعَةِ إنَّکمْ قَدْ نُسِبْتُمْ إلَینا کونُوا لَنا زَیْناً وَ لا تَکونُوا عَلَیْنا شَیْناً...

ما را در سایت یا مَعْشَر الشِّیعَةِ إنَّکمْ قَدْ نُسِبْتُمْ إلَینا کونُوا لَنا زَیْناً وَ لا تَکونُوا عَلَیْنا شَیْناً دنبال می‌کنید

برچسب: بوی جوی مولیان آید همی,بوی جوی مولیان متن,بوی جوی مولیان آید همی دانلود,بوی جوی مولیان آید همی داوود پژمان,بوی جوی مولیان مرضیه,بوی جوی مولیان بنان,بوی جوی مولیان بنان و مرضیه,بوی جوی مولیان دانلود,بوی جوی مولیان دانلود اهنگ,بوی جوی مولیان یعنی چه, نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 8:39

صفحه بندی