حوصله ام سر رفته بود و نشسته بودم همینطور یکی یکی دکمه های کیبورد را میزدم و سایت های پربازدیدی که با ان حرف شروع میشد می امد روی صفحه.
یکهو رسیدم به حرف k و یکهو صفحه کانون قلمچی بالا امد.یکهو انگار که با یک ماشین زمان انسان را برگردانند به بدترین و گند ترین روز های عمرش.اینقدر حالم یکهو بد شد و خاطرات فاجعه آن روز ها یکی یکی امد جلوی چشمم.
یک روز به عمرم مانده باشد بازهم ریشه های این شجره ملعون را خشک هایم کرد!
+لا به لای مطالب منتشر نشده اینجا سرک میکشیدم به یک مطلبی برخوردم که برای چیزی حدود 20 روز قبل از کنکور بود.دلم به حال خودم سوخت!
++وقتی بچه بودیم و توی شلوغی گیر می افتادیم.یک عالمه ادم بزرگ محاصره امان کرده بودند و کم کم داشتیم نفس کم می اوردیم یکهو یک نفر از پشت یقه مان را میگرفت و بلندمان میکرد و جایی دور تر از همه ی این شلوغی ها زمینمان میگذاشت.خدا یقه ام را وسط شلوغی ان روز ها گرفت و خیلی ارام گذاشتم وسط این شرایط کنونی.
وقتی برمیگردم و این مسیر پر پیچ و خم را نگاه میکنم میفهمم که انصافا خدا از ته قلب دوستمان دارد:)))
ما را در سایت یا مَعْشَر الشِّیعَةِ إنَّکمْ قَدْ نُسِبْتُمْ إلَینا کونُوا لَنا زَیْناً وَ لا تَکونُوا عَلَیْنا شَیْناً دنبال میکنید
برچسب: اللهم العن قوم الظالمین, نویسنده: بازدید: 96